بعد از کل مدتی که توی سایت جادوگران بودم بلاخره میتونستم مرگخوار شم!لرد گفت فقط ی روله دیگه برای قضاوت میخواد!
یکی!
با وسواس تمام گشتم توی تایپیکا و موضوعا تا بلاخره یکیو پیدا کردم!
با شوق تمام تایپ کردم
نیشم کلا باز بود!
تقریبا آخراش بودم که مامانم صدام زد گفت بیا فلشه رو بگیر خالیش کن جاش نوحه بریز.
همین فلشه رو زدم صفحه رفرش شد روله پرید!
پرید!!!!
جدا پرید!!!!!
یجورایی برام از زندگیم هم مهم تر
برچسب:
نویسنده: النا موسویپور
تاريخ: جمعه
7 مهر
1396 ساعت: 15:31